سالگرد مامانم

سلام خدای من

سلام همسری خوبی

 

 

 

نمیدونم تو این چند وقته که اونجایی مامانمو دیدی یا نه امروز سالگردشه  

 یادته چه غوغایی شد  من زیادی بقیه رو درک میکنم

حتی در بدترین لحظه عمرمم

یادش بخیر سر مریضی مامان چقدر اذیتم کردی ولی گذشت


[تصویر: 147445510103639957162142701526585572.gif]

سلام مامان جون خوبی ببخش خیلی دیر یادم افتاد امروز سالگردته

میدونم خیلی دخمل بدیم

ولی خب مامانا همیشه کارشون بخشیدنه میدونم تو هم منو میبخشی

همش تقصیر این دومادته از وقتی رفته تمام افکارم بهم ریخته

تمام فکر و ذکرم شده سید این اولین سالگردته که اونم نیست 

خب بهم میریزم 



میبینی چه روزای تلخی رو گذروندم

یادته چه لحظاتی رو با هم سپری کردیم

یادته هیشکی نیومد ملاقات چشم انتظارموندیم تا شب

یادته اون پسر بی معرفتت اومد چقدر خوشحال شدی

میبینی هنوزم که هنوزه دست از حسادتش بر نمیداره

هنوزم داره با حرفاش زندگی بچه منو تخریب میکنه

نیستی دعواش کنی



گناه من چیه پسرم دخترشو نخواست

یا دخترمو این دوتا میخواستن

خودش میدونه چرا فامیل طرف دختراش نرفتن

ببخش مامان جون ولی کثیفتر از داداش خودم کسی رو ندیدم

میدونم ازم دلخور میشی ولی خودت خیلی بهتر از من میشناسیش

واسه همین خیلی براش دعا کن 


دیدی حتی تو فوت سیدم چطوری برخورد کرد باز معرفت مهدی

انگار نه انگار برادرمه نیومد جلو ی دستمو بگیره بغلم کنه

به دروغم شده بگه ابجی کوچیکه نگران نباش من هستم 

مثل غریبه ها ی تسلیت گفت رفت کنار دیگه ندیدمش گریه

بعد برای من پیغام میده 

/ 0 نظر / 11 بازدید